چه شکل است این که می آید سمند ناز بر کرده

چه شکل است این که می آید سمند ناز بر کرده هزاران جان و دل آویزه بند کمر کرده گهی خواهم کشم دیده، گهی خواهم…

Continue Reading...

چندان که یار ما را در حسن ناز باشد

چندان که یار ما را در حسن ناز باشد ما را هزار چندان با او نیاز باشد عمری به سوی زلفش سرگشته چون نسیمم بیماروار…

Continue Reading...

چشم من خنده شیرین تو گریان دارد

چشم من خنده شیرین تو گریان دارد دل من را لب پر شور تو بریان دارد خاطرم میل کند با تو و پیدا نکند سینه…

Continue Reading...

جهان تا مه روشنت ساخته

جهان تا مه روشنت ساخته ز دلها فلک خرمنت ساخته رخ خویش تا بیند اندر رخت مه آیینه روشنت ساخته قضا کرده یک جا هزار…

Continue Reading...

جانا، چو تویی دگر نیاید

جانا، چو تویی دگر نیاید مردم ز تو خوبتر نیاید هم رنگ رخت سمن نگیرد هم تنگ لبت شکر نیاید روزی که تو برنخیزی از…

Continue Reading...

جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای

جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای دل ز عشقت بیقرار افتاده ای من کیم، زاری حزینی بیدلی غم خوری بی غمگسار افتاده ای دردمندی…

Continue Reading...

تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی

تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی بگو که آگهی از عاشقان دلشدگانی بگشت حال به بالای ابروی تو کسان را که زیر…

Continue Reading...

تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت

تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت اندوه جدایی ز کسی پرس که یک…

Continue Reading...

ترک سفید روی و سیه چشم و لاله رنگ

ترک سفید روی و سیه چشم و لاله رنگ مثلت نزاد مادر ایام شوخ و شنگ زلف تو بر رخ تو هر آنکس که دید…

Continue Reading...

تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند

تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکند کس به راه غم او ذکر سلامت نکند آنچه بر بی گنهان می کند آن روی چو…

Continue Reading...