دلبرم بی وفاست، چتوان کرد

دلبرم بی وفاست، چتوان کرد میل او با جفاست، چتوان کرد چون دل پادشاه کشور حسن فارغ از هر گداست، چتوان کرد ماجراها میان حسن…

Continue Reading...

دل مرا چو ز روی تو یاد می آید

دل مرا چو ز روی تو یاد می آید هزار شادی در دل زیاد می آید تو پای خویش فراموش کرده ای از حسن کجات…

Continue Reading...

دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند

دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند وز من اندر هر سر کو گفتگوی دل بماند هر کجا بینم غم دل گویم و…

Continue Reading...

از تو بر خاطر مرا آزار نیست

از تو بر خاطر مرا آزار نیست بی تو در ملک جهانم کار نیست گر به جای من ترا عشاق هست جز تو در عالم…

Continue Reading...

اثری نماند باقی ز من اندر آرزویت

اثری نماند باقی ز من اندر آرزویت چه کنم که سیر دیدن نتوان رخ نکویت همه روز گرد کویت همه شب بر آستانت غرضی جز…

Continue Reading...

دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود

دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود که آرزوی عزیزان به رنگ و بو نرود کسی که یاد لبت هر دمش گلوگیر…

Continue Reading...

در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد

در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد ترکی ست صید افگن، پنهانم از که باشد؟ هر روز اندرین شهر خلقی ز دل…

Continue Reading...

در تو کسانی که نظر می کنند

در تو کسانی که نظر می کنند هستی خود زیر و زبر می کنند صندل درد سر عشق است، آنک خاک درت تکیه سر می…

Continue Reading...

خیال دوست به چشم من اندر آمد باز

خیال دوست به چشم من اندر آمد باز هوای عشق دگر باره در سر آمد باز کشیده غمزه او لشکر و ولایت صبر خراب کرد…

Continue Reading...

خوبرویان چون به سلطانی علم بالا کشند

خوبرویان چون به سلطانی علم بالا کشند شیر مردان را به زیر تیغ جانفرسا کشند جان کنان شب زنده دارند اهل عشق و در سخن…

Continue Reading...