مکش به ناز مرا، ای به ناز پرورده

مکش به ناز مرا، ای به ناز پرورده مریز خون مسلمان به جرم ناکرده مرا بکشت لب جان ستان تو، هر چند مفرحی ست به…

Continue Reading...

مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز

مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز درد جام خود برین رسوای مرد و زن بریز چشم تو مست است، گر کم…

Continue Reading...

مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت

مرا کرشمه آن ترک گلعذار بکشت مرا شکنجه آن جعد همچو مار بکشت سوار می شد و یک شکل و صد هزار نظر هم اولین…

Continue Reading...

مرا به عشق دل خویش نیز محرم نیست

مرا به عشق دل خویش نیز محرم نیست که می زند دم بیگانگی و همدم نیست تو رخ نمودی و عشاق را وجود نماند که…

Continue Reading...

مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشد

مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشد خجسته طالعی کان ماه را بر ما گذر باشد گرت بیند کسی کز زندگی دل خبر دارد عجب…

Continue Reading...

ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد

ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد آشنا هم زین رخ پر خون ما بیرون برد در هوایش آنکه پندم می دهد، گر بیندش…

Continue Reading...

ما به جان درمانده و دل سوی ما می خواندش

ما به جان درمانده و دل سوی ما می خواندش وه که این بر خود نبخشوده کجا می خواندش؟ تا هوس بد زیستن، دل را…

Continue Reading...

لب از تو وز شکر پیمانه ای چند

لب از تو وز شکر پیمانه ای چند رخ از تو وز ختن بتخانه ای چند چو در پیمودن آری خرمن حسن روان کن سوی…

Continue Reading...

گل و شکوفه همه هست و یار نیست، چه سود

گل و شکوفه همه هست و یار نیست، چه سود بت شکر لب من در کنار نیست، چه سود بهار آمد و هر گل که…

Continue Reading...

گفتی دلت مرا شد و از من جدا نشد

گفتی دلت مرا شد و از من جدا نشد گو شو از آن هر که شود، گر مرا نشد خورشید من خیال تو از من…

Continue Reading...