ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کن

ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کن خود را به عشوه، گر چه دروغ است، شاد کن بنویس نامه ای و روا کن…

Continue Reading...

ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم

ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم گه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی روم آن…

Continue Reading...

ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟

ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟ وی سرو خرامان، به چمن باز کی آیی؟ جانی تو که از دوری روی تو…

Continue Reading...

ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده

ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده تو ز جان رفته و درد تو به هر جا مانده تا تو، ای دیده…

Continue Reading...

ای باد صبحگاه به من نام او بگوی

ای باد صبحگاه به من نام او بگوی خوناب غیرتم به لب جام او بگوی جان بو که خوش برآیدم امروز پیش او چیزی دگر…

Continue Reading...

اول به سینه بهر غمت جای کرده ام

اول به سینه بهر غمت جای کرده ام وآنگاه دلبری چو تو خود رای کرده ام شادی به روی تو چو غمم بهر روی تست…

Continue Reading...

آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند

آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند زلف تو با شب و رخسار تو با ماه کند از خیالت شب عاشق به درازی بگذشت رفتن…

Continue Reading...

آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است

آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است جان من از مهر و ماه روش هر دم در تب است رشک عناب…

Continue Reading...

آن دل خراب شد که تو آباد دیده‌ای

آن دل خراب شد که تو آباد دیده‌ای وان سینه غم گرفت که تو شاد دیده‌ای بازارِ عیش و خانهٔ هستی و کویِ عقل ویرانه‌ها…

Continue Reading...

امروز به نظاره آن سرو خرامان

امروز به نظاره آن سرو خرامان بس عاقل و هشیار که شد بی سر و سامان جانم شده گمراه و به دل مانده خیالی زان…

Continue Reading...