اول به سینه بهر غمت جای کرده ام

اول به سینه بهر غمت جای کرده ام وآنگاه دلبری چو تو خود رای کرده ام شادی به روی تو چو غمم بهر روی تست…

Continue Reading...

آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند

آنچه بر خرمن گل باد سحرگاه کند زلف تو با شب و رخسار تو با ماه کند از خیالت شب عاشق به درازی بگذشت رفتن…

Continue Reading...

آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است

آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است جان من از مهر و ماه روش هر دم در تب است رشک عناب…

Continue Reading...

آن دل خراب شد که تو آباد دیده‌ای

آن دل خراب شد که تو آباد دیده‌ای وان سینه غم گرفت که تو شاد دیده‌ای بازارِ عیش و خانهٔ هستی و کویِ عقل ویرانه‌ها…

Continue Reading...

امروز به نظاره آن سرو خرامان

امروز به نظاره آن سرو خرامان بس عاقل و هشیار که شد بی سر و سامان جانم شده گمراه و به دل مانده خیالی زان…

Continue Reading...

اگر دلبری چون تو جایی برآید

اگر دلبری چون تو جایی برآید به هر جا که شنید بلایی برآید قد تست چون در گلستان در آیی اگر سروی اندر قبایی برآید…

Continue Reading...

آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست

آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست تشنهٔ خون مسلمانان جز آن خون‌خوار نیست ما و عشق یار اگر در قبله و در بتکده عاشقان!…

Continue Reading...

از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود

از سر کو آن پری چون ناگهان پیدا شود جای آن باشد که مردم در میان شیدا شود من چنین دانم که باشد نسخه ای…

Continue Reading...

یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم

یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم بالین سودا زیر سر بر بستر غم اوفتم چون در نگیرد سوز من با…

Continue Reading...

یارب، که این درخت گل از بوستان کیست

یارب، که این درخت گل از بوستان کیست وین غنچه شکر شکن از نقلدان کیست باز آن پسر که می گذرد از کدام کوست باز…

Continue Reading...