وقه به رنگ روزگارست

معشوقه به رنگ روزگارست با گردش روزگار یارست برگشت چو روزگار و آن نیز نوعی ز جفای روزگارست بس بوالعجب و بهانه‌جویست بس کینه‌کش و…

Continue Reading...

ه مرا روی تو به روی رساند

هرچه مرا روی تو به روی رساند ناخوش و خوش‌دل به‌روی خوش بستاند هست به رویت نیازم از همه رویی گرچه همه محنتی به روی…

Continue Reading...

ن ز عارض تو این خط سیاه تو

ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو گویی که به روم آمد از زنگ سپاه تو بر غبغب چون سیمت از خط سیه گویی…

Continue Reading...

مرا روزگار یارستی

گر مرا روزگار یارستی کار با یار چون نگارستی برنگشتی چو روزگار از من گرنه با روزگار یارستی برکنارم ز یار اگرنه مرا همه مقصود…

Continue Reading...

لت بر سر خوبی کلاهست

جمالت بر سر خوبی کلاهست بنامیزد نه رویست آن که ماهست تویی کز زلف و رخ در عالم حسن ترا هم نیم شب هم چاشتگاهست…

Continue Reading...

ق نه دروغ محتشم یاری

الحق نه دروغ محتشم یاری نازت بکشم که جان آن داری ناز چو تویی توان کشید ای جان با این همه چابکی و عیاری با…

Continue Reading...

شق تو نهانم آشکارست

ز عشق تو نهانم آشکارست ز وصل تو نصیبم انتظارست ز باغ وصل تو گل کی توان چید که آنجا گفتگوی از بهر خارست ولی…

Continue Reading...

رخسار تو چون دسته بستند

گل رخسار تو چون دسته بستند بهار و باغ در ماتم نشستند صبا را پای در زلف تو بشکست چو چین زلف تو بر هم…

Continue Reading...

دم به مراعات دلم گرم نداری

یک دم به مراعات دلم گرم نداری یک ذره مرا حرمت و آزرم نداری من دوست ندارم که ترا دوست ندارم تو شرم نداری که…

Continue Reading...

حسن قرین نوبهار آیی

در حسن قرین نوبهار آیی در جور نظیر روزگار آیی چون شاخ زمانه‌ای که هر ساعت از رنگ دگر همی بیارایی هر وعده که بود…

Continue Reading...