ای ماه ز سودای تو در آتش تیز

ای ماه ز سودای تو در آتش تیز چون سوخته گشتم آبرویم بمریز چون چرخ ستیزه‌روی با من مستیز من در تو گریختم تو از…

Continue Reading...

ای شب چو ز نالهای من بی‌خبری

ای شب چو ز نالهای من بی‌خبری بر خیره کنون چند کنم نوحه‌گری ای روز سپید وقت نامد که مرا از صحبت این شب سیه…

Continue Reading...

ای دل طمع از وصال جانان بگسل

ای دل طمع از وصال جانان بگسل سررشتهٔ آرزو به دندان بگسل زان پیش که بگسلند جان از تن تو از بهر خدا علایق جان…

Continue Reading...

ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز

ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز وی بی‌سببی گرفته پای از من باز دی دست زاستین برون کرده به عهد وامروز کشیده…

Continue Reading...

آن نور که ملک یافت از روی تو فرد

آن نور که ملک یافت از روی تو فرد از هیچ فلک به دست نتوان آورد وان سایه که بر زمانه عدلت پوشید خورشید به…

Continue Reading...

آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست

آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست بر چهرهٔ آفتاب و مه خندیدست ماه نو عید دیده‌ام دوش بدو بر ماه تمام کس مه نو…

Continue Reading...

از آرزوی خیال تو روز دراز

از آرزوی خیال تو روز دراز در بند شبم با دل پر درد و نیاز وز بی‌خوابی همه شب ای شمع طراز می‌گویم کی بود…

Continue Reading...

هم ابر به دست درفشانت ماند

هم ابر به دست درفشانت ماند هم برق به تیغ جان ستانت ماند هم رعد به کوس قهرمانت ماند هم ژاله به باران کمانت ماند…

Continue Reading...

نه صبر به گوشه‌ای نشاند ما را

نه صبر به گوشه‌ای نشاند ما را نه عقل به کام دل رساند ما را چون یار ز پیش می‌براند ما را کو مرگ که…

Continue Reading...

معشوق مرا عهد من از یاد برفت

معشوق مرا عهد من از یاد برفت وان عهد و وفا به باد برداد و برفت پایم به حیل ببست و آزاد برفت آتش به…

Continue Reading...