آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست

آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست بر چهرهٔ آفتاب و مه خندیدست ماه نو عید دیده‌ام دوش بدو بر ماه تمام کس مه نو…

Continue Reading...

از آرزوی خیال تو روز دراز

از آرزوی خیال تو روز دراز در بند شبم با دل پر درد و نیاز وز بی‌خوابی همه شب ای شمع طراز می‌گویم کی بود…

Continue Reading...

هم ابر به دست درفشانت ماند

هم ابر به دست درفشانت ماند هم برق به تیغ جان ستانت ماند هم رعد به کوس قهرمانت ماند هم ژاله به باران کمانت ماند…

Continue Reading...

نه صبر به گوشه‌ای نشاند ما را

نه صبر به گوشه‌ای نشاند ما را نه عقل به کام دل رساند ما را چون یار ز پیش می‌براند ما را کو مرگ که…

Continue Reading...

معشوق مرا عهد من از یاد برفت

معشوق مرا عهد من از یاد برفت وان عهد و وفا به باد برداد و برفت پایم به حیل ببست و آزاد برفت آتش به…

Continue Reading...

گل روز دو عرض می‌دهد مایهٔ خویش

گل روز دو عرض می‌دهد مایهٔ خویش زنهار میفکن تو بر آن سایهٔ خویش او خود چو ببیند پس از آن پایهٔ خویش در پای…

Continue Reading...

گر من ز فلک شکایت کنمی

گر من ز فلک شکایت کنمی هرچ او کندی جمله حکایت کنمی افسوس که دست من بدو می‌نرسد ورنه شر او جمله کفایت کنمی انوری

Continue Reading...

کس نیست غم اندوخته‌تر زین که منم

کس نیست غم اندوخته‌تر زین که منم با درد تو آموخته‌تر زین که منم گفتی که نه‌ای به عشق درپخته هنوز خامی چه کنی سوخته‌تر…

Continue Reading...

صد پرده شبی فلک ز من بردارد

صد پرده شبی فلک ز من بردارد تا روز چو شب زپرده بیرون آرد ار دست شب و روز به شب بگریزد هر کس که…

Continue Reading...

سلطان که جهان به عدل آراست برفت

سلطان که جهان به عدل آراست برفت سرو چمن ملک بپیراست برفت چون کژ رویی بدید از دور فلک کژ را به کژان داد و…

Continue Reading...