پایی که مرا نزد تو بد راهنمای

پایی که مرا نزد تو بد راهنمای دستی که بدان خواستمت من ز خدای آن پای مرا چنین بیفکند از دست وآن دست مرا چنین…

Continue Reading...

بس دور که چرخ و اختران بگذراند

بس دور که چرخ و اختران بگذراند تا مرد وشی چو بوالحسن باز آرند کو حیدر هاشمی و کو حاتم طی تا ماتم مردمی و…

Continue Reading...

با یاد تو ای ریخته عشقت آبم

با یاد تو ای ریخته عشقت آبم نشگفت اگر بود بر آتش خوابم روی از غم چون تویی چرا برتابم تا به ز غمت کدام…

Continue Reading...

با خاک برابرم ز بی‌سنگی خویش

با خاک برابرم ز بی‌سنگی خویش وز دل خجل از دوام دلتنگی خویش یارب بدهم شرم ز بی‌شرمی خویش تا باز هم ز ننگ بی‌ننگی…

Continue Reading...

ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی

ای نوبت تو گذشته از چرخ بسی بی‌نوبت تو مباد عالم نفسی آوازهٔ نوبتت به هر کس برساد لیکن مرساد از تو نوبت به کسی…

Continue Reading...

ای عشق در آفاق بسی تاختیم

ای عشق در آفاق بسی تاختیم تا از دل و دلدار برانداختیم آخر حق صحبتی که با تست مرا بشناس و همان گیر که نشناختیم…

Continue Reading...

ای راحت آن نفس که جان زد با تو

ای راحت آن نفس که جان زد با تو یک داو دلم در دو جهان زد با تو هجر تو چنین است اگر وصل بود…

Continue Reading...

ای دل تو برو به نزد جانان می‌باش

ای دل تو برو به نزد جانان می‌باش ساعت ساعت منتظر جان می‌باش ای تن تو بیا ندیم هجران می‌باش جان می‌کن و خون می‌خور…

Continue Reading...

آنم که ندانم نه وجود و نه عدم

آنم که ندانم نه وجود و نه عدم دانم که ندانم نه حدوث و نه قدم می‌دانم و مطرب و حریفی همدم مستی و طرب…

Continue Reading...

آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب

آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب دشنام ترا طال بقا بود جواب جانا پس از این نبینی این نیز به خواب بر…

Continue Reading...