شادم به تو گر فلک حزینم نکند

شادم به تو گر فلک حزینم نکند وانچه از تو گمانست یقینم نکند اکنون باری دست من و دامن تست گر چرخ سزا در آستینم…

Continue Reading...

زلف تو به فتنه باز بیرون آمد

زلف تو به فتنه باز بیرون آمد آن کار که داند که کجا انجامد آرام دهش دو روز در زیر کلاه باشد که از این…

Continue Reading...

رفتم چو نماند هیچ آبم بر تو

رفتم چو نماند هیچ آبم بر تو در چشم تو خوارتر ز خاک در تو با این همه روز و شب بر آتش باشم زان…

Continue Reading...

دی طوف چمن کرده سه چاری خورده

دی طوف چمن کرده سه چاری خورده آهنگ حزین و پرده حزان کرده او چون گل و سرو و گرد او عاشق‌وار گل جامه دریده…

Continue Reading...

دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام

دل فرق نمی‌کند همی دانه ز دام راهیش به جامعست و راهیش به جام با این همه ما و می و معشوقه به کام در…

Continue Reading...

در هر طرفی اگرچه یاری دگرست

در هر طرفی اگرچه یاری دگرست واندر هر گوشه غمگساری دگرست در سر ز غمت مرا خماری دگرست معشوقه تویی و عشق کاری دگرست انوری

Continue Reading...

در دام غم تو بسته‌ای هست چو من

در دام غم تو بسته‌ای هست چو من وز جور تو دل‌شکسته‌ای هست چو من برخاستگان عشق تو بسیارند در عهد وفا نشسته‌ای هست چو…

Continue Reading...

چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد

چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد پیشش غم ناآمده نتوانم خورد فردا چو ندانم که چه خواهد بودن امروز چه دانم که چه…

Continue Reading...

چشمم ز همه جهان فرازست اکنون

چشمم ز همه جهان فرازست اکنون وین دیده به دیدار تو بازست اکنون گفتار همه جهان مجازست اکنون ما را به جمال تو نیازست اکنون…

Continue Reading...

تاب رخ یار من نداری ای گل

تاب رخ یار من نداری ای گل جامه چه دری رنگ چه آری ای گل سودت نکند تا که به خواری ای گل از بار…

Continue Reading...