از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت

از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت وز چهرهٔ گل روی زمین حور گرفت صحرا سلب بزم ملکشه پوشید بستان صفت مجلس دستور گرفت انوری

Continue Reading...

یک در فلک از امید من نگشاید

یک در فلک از امید من نگشاید یک کار من از زمانه می‌برناید جان می‌کاهد غم تو می‌افزاید در محنت من دگرچه می‌درباید انوری

Continue Reading...

هر کو نه به خدمت تو خرسند شود

هر کو نه به خدمت تو خرسند شود آفاق برو حبس و زمین بند شود وان را که به بندگی پذیری یک روز شب را…

Continue Reading...

موری که به چاه شست بازی گذرد

موری که به چاه شست بازی گذرد بی‌تو شب من بدان درازی گذرد وان شب که مرا با تو به بازی گذرد گویی که همی…

Continue Reading...

ماییم درین گنبد دیرینه اساس

ماییم درین گنبد دیرینه اساس جویندهٔ رخنه‌ای چو مور اندر طاس آگاه نه از منزل امید و هراس سرگشته و چشم بسته چون گاو خراس…

Continue Reading...

گرمابه به کام انوری بود امروز

گرمابه به کام انوری بود امروز کانجا صنمی چو مشتری بود امروز گویند به گرمابه همین دیو بود ما دیو ندیدیم پری بود امروز انوری

Continue Reading...

گر در همه عمر یک نکویی بکنی

گر در همه عمر یک نکویی بکنی صد گونه جفا و زشت‌خویی بکنی گویی که برغم تو چنین خواهم کرد داری سر آنکه هرچه گویی…

Continue Reading...

عشقی که همه عمر بماند این است

عشقی که همه عمر بماند این است دردی که ز من جان بستاند این است کاری که کسش چاره نداند این است وان شب که…

Continue Reading...

شاها ز خزانهٔ تو ریحان و سمین

شاها ز خزانهٔ تو ریحان و سمین دارند نهان ذخیره درهای ثمین کو زر که همین بر سر گنج است و همان کو سر که…

Continue Reading...

زلف تو مصاف عنبر تر شکند

زلف تو مصاف عنبر تر شکند لعل تو نهال شهد و شکر شکند گل کیست که با رخ تودر باغ آید وانگه دو سه روز…

Continue Reading...