بر چرخ همیشه هم‌عنان رانده‌ای

بر چرخ همیشه هم‌عنان رانده‌ای بر ماه غبار موکب افشانده‌ای آدم پدر منست و زو فخرم نیست از تست که تو برادرم خوانده‌ای انوری

Continue Reading...

با گل گفتم چون به چمن برگذریم

با گل گفتم چون به چمن برگذریم چون از همه باغ آرزوی تو بریم گل گفت مرا چو نیک درمی‌نگریم از روی بقا برابر یکدگریم…

Continue Reading...

با آنکه غم عشق تو از من جان برد

با آنکه غم عشق تو از من جان برد وان جان به هزار درد بی‌درمان برد تا دسترسی بود مرا در غم تو انگشت به…

Continue Reading...

ای ماه ز سودای تو در آتش تیز

ای ماه ز سودای تو در آتش تیز چون سوخته گشتم آبرویم بمریز چون چرخ ستیزه‌روی با من مستیز من در تو گریختم تو از…

Continue Reading...

ای شب چو ز نالهای من بی‌خبری

ای شب چو ز نالهای من بی‌خبری بر خیره کنون چند کنم نوحه‌گری ای روز سپید وقت نامد که مرا از صحبت این شب سیه…

Continue Reading...

ای دل طمع از وصال جانان بگسل

ای دل طمع از وصال جانان بگسل سررشتهٔ آرزو به دندان بگسل زان پیش که بگسلند جان از تن تو از بهر خدا علایق جان…

Continue Reading...

ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز

ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز وی بی‌سببی گرفته پای از من باز دی دست زاستین برون کرده به عهد وامروز کشیده…

Continue Reading...

آن نور که ملک یافت از روی تو فرد

آن نور که ملک یافت از روی تو فرد از هیچ فلک به دست نتوان آورد وان سایه که بر زمانه عدلت پوشید خورشید به…

Continue Reading...

آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست

آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست بر چهرهٔ آفتاب و مه خندیدست ماه نو عید دیده‌ام دوش بدو بر ماه تمام کس مه نو…

Continue Reading...

از آرزوی خیال تو روز دراز

از آرزوی خیال تو روز دراز در بند شبم با دل پر درد و نیاز وز بی‌خوابی همه شب ای شمع طراز می‌گویم کی بود…

Continue Reading...