پر شد ز شراب عشق جانا جامم

پر شد ز شراب عشق جانا جامم چون زلف تو برهم زده گشت ایامم در عشق تو این بود مراد و کامم کز جملهٔ بندگان…

Continue Reading...

بر سنگ قناعت ار عیاری داری

بر سنگ قناعت ار عیاری داری از نیک و بد جهان کناری داری ور با همه کس بهر خلافی که رود در کار شوی دراز…

Continue Reading...

با هرکه زبان چرخ رازی بگشاد

با هرکه زبان چرخ رازی بگشاد چون پای نداشت پای تا سر بنهاد زان داد سخن همی بنتوانم داد کابستن رازهابنتواند زاد انوری

Continue Reading...

با دل گفتم چو یار بی فرمانست

با دل گفتم چو یار بی فرمانست این صبر هوس پختن بی‌پایانست دل گفت نفس مزن که تدبیر آنست هم پختن این هوس که نتوان…

Continue Reading...

ای نحس چو مریخ و زحل بی‌گه و گاه

ای نحس چو مریخ و زحل بی‌گه و گاه چون زهره غرو چو مشتری غره به جاه چون تیر منافق نه سفید و نه سیاه…

Continue Reading...

ای عهد تو عید کامرانی پیوست

ای عهد تو عید کامرانی پیوست افتاد بهار پیش بزم تو ز دست زیبنده‌تر از مجلس تو دست بهار بر گردن عید هیچ پیرایه نبست…

Continue Reading...

ای دیده دل آیت بلا می‌خواند

ای دیده دل آیت بلا می‌خواند هشدار که در خونت بسی گرداند این بار گرش موافقت خواهی کرد من بیزارم تو دانی و دل داند…

Continue Reading...

ای دل به غم عشق بدین دشواری

ای دل به غم عشق بدین دشواری آسان آسان پرده مگر برداری ور هست وگر نیست به کامت باری آن دم که به کام دل…

Continue Reading...

اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم

اندیشهٔ انتقام چون جزم کنیم قهر همه دشمنان به یک عزم کنیم با چرخ چو با آتسز اگر رزم کنیم گردن به سم اسب چو…

Continue Reading...

آن روز که بنده خاک خدمت بوسید

آن روز که بنده خاک خدمت بوسید بر خدمت تو هیچ سعادت نگزید وامروز چو رنگ و رونق خویش ندید ابرام به خانه برد و…

Continue Reading...