می‌کشندم بخرابات و در آن می‌کوشند

می‌کشندم بخرابات و در آن می‌کوشند که به یک جرعهٔ می آب رخم بفروشند دیگران مست فتادند و قدح ما خوردیم پختگان سوخته و افسرده…

Continue Reading...

من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم

من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم ورنه از دود دل آتش بجهان در فکنم همچو شمع ار سخن سوز دل آرم…

Continue Reading...

مغنی وقت آن آمد که بنوازی رباب

مغنی وقت آن آمد که بنوازی رباب صبوحست ای بت ساقی بده شراب اگر مردم بشوئیدم به آب چشم جام وگر دورم بخوانیدم به آواز…

Continue Reading...

مرا یاقوت او قوت روانست

مرا یاقوت او قوت روانست ولی اشکم چو یاقوت روانست رخش ماهست یا خورشید شب پوش خطش طوطیست یا هندوستانست صبا از طره‌اش عنبر نسیمست…

Continue Reading...

ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند

ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند سایبان آفتاب از شاخ سنبل می‌کند گر چه از روی خرد دور تسلسل باطلست خط سبزش حکم…

Continue Reading...

ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده‌ایم

ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده‌ایم به هوایت ز ره دور و دراز آمده‌ایم قدحی آب که برآتش ما افشاند که درین بادیه با…

Continue Reading...

گل نهالی به بوستان آورد

گل نهالی به بوستان آورد مرغ را باز در فغان آورد سخنی بلبل از لبش می‌گفت غنچه را آب در دهان آورد نکهت نفحهٔ شمامهٔ…

Continue Reading...

گر یار یار باشدت ای یار غم مخور

گر یار یار باشدت ای یار غم مخور گنجت چو دست می‌دهد از مار غم مخور بر مقتضای قول حکیمان روزگار اندک بنوش باده و…

Continue Reading...

گر چه تنگست دلم چون دهن خندانش

گر چه تنگست دلم چون دهن خندانش دل فراخست در آن سنبل سرگردانش هر کجا می‌رود اندر دل ویران منست گنج لطفست از آن جای…

Continue Reading...

کس نیست که دست من غمخوار بگیرد

کس نیست که دست من غمخوار بگیرد یا دادم از آن دلبر عیار بگیرد هر لحظه سرشکم بدود گرم و بشوخی جیب من دلخستهٔ بیمار…

Continue Reading...