گرچه کاری چو عشقبازی نیست

گرچه کاری چو عشقبازی نیست بگذر از وی که جای بازی نیست بحقیقت بدان که قصه عشق پیش صاحبدلان مجازی نیست چون نواهای دلکش عشاق…

Continue Reading...

گر چه من آب رخ از خاک درت یافته‌ام

گر چه من آب رخ از خاک درت یافته‌ام گرد خاطر همه از رهگذرت یافته‌ام چون توانم که دل از مهر رخت برگیرم زانکه چون…

Continue Reading...

کشتی ما کو که ما زورق درآب افکنده‌ایم

کشتی ما کو که ما زورق درآب افکنده‌ایم در خرابات مغان خود را خراب افکنده‌ایم جام می را مطلع خورشید تابان کرده‌ایم وز حرارت تاب…

Continue Reading...

کاروان ختنی مشک ختا می‌آرد

کاروان ختنی مشک ختا می‌آرد یا صبا نکهت آن زلف دوتا می‌آرد لاله دل در دم جانبخش سحر می‌بندد غنچه جان پیشکش باد صبا می‌آرد…

Continue Reading...

عشق آن بت ساکن میخانه می‌گرداندم

عشق آن بت ساکن میخانه می‌گرداندم جان غمگین در پی جانانه می‌گرداندم آشنائی از چه رویم دور می‌دارد ز خویش چون ز خویش و آشنا…

Continue Reading...

صید شیران می‌کند آهوی روبه باز او

صید شیران می‌کند آهوی روبه باز او راه بابل می‌زند هاروت افسون ساز او هر شبی بنگر که بر مهتاب بازی می‌کند هندوان زلف عنبر…

Continue Reading...

شعاع چشمهٔ مهر از فروغ رخسارست

شعاع چشمهٔ مهر از فروغ رخسارست شراب نوشگوار از لب شکر بارست کمند عنبری از چنین زلف دلبندست فروغ مشتری از عکس روی دلدارست نوای…

Continue Reading...

سرو را گل یار نبود گر بود نبود چنین

سرو را گل یار نبود گر بود نبود چنین سرو گل رخسار نبود ور بود نبود چنین دیدمش دی بر سر گلبار و گفتم راستی…

Continue Reading...

سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید

سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید شبه بر گوشهٔ یاقوت خموشش نگرید شام شبگون سحر پوش قمر فرسا را زیور برگ گل غالیه پوشش نگرید عقل…

Continue Reading...

زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده

زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده مرا صد چشمه در چشم و ترا صد دیده در دیده نکرده در جهان کامی بجز…

Continue Reading...