پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای

پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای روز را از شکن طرهٔ شبگون بنمای کاکل مشک فشان برمه شب پوش مپوش سنبل غالیه سا بر…

Continue Reading...

بهار روی تو بازار مشتری بشکست

بهار روی تو بازار مشتری بشکست فریب چشم تو ناموس سامری بشکست رخ تو پردهٔ دیبای ششتری بدرید لب تو نامزد قند عسکری بشکست قد…

Continue Reading...

به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند

به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند و یا به قطرهٔ شبنم بهار می‌شویند بکوی مغبچگان جامه‌های صوفی را بجامهای می خوشگوار می‌شویند هنوز نازده…

Continue Reading...

بسالی کی چنان ماهی برآید

بسالی کی چنان ماهی برآید وگر آید ز خرگاهی برآید چو رخسارش ز چین جعد شبگون کجا از تیره شب ماهی برآید اگر آئینه چینست…

Continue Reading...

بر مه از سنبل پر چین تو پر چین بگرفت

بر مه از سنبل پر چین تو پر چین بگرفت چه خطا رفت که ابروی کژت چین بگرفت گرد مشکست که گرد گل رویت بدمید…

Continue Reading...

ببوستان می گل بوی لاله گون مستان

ببوستان می گل بوی لاله گون مستان مگر ز دست سمن عارضان پردستان جهان ز عمر تو چون داد خویش می گیرد تو نیز کام…

Continue Reading...

این چه نامه‌ست که از کشور یار آوردند

این چه نامه‌ست که از کشور یار آوردند وین چه نافه‌ست که از سوی تتار آوردند مژدهٔ یوسف گمگشته بکنعان بردند خبر یار سفر کرده…

Continue Reading...

ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست

ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست زآتش روی تو آب گل سوری رفتست در دهانت سخنست ار چه بشیرین سخنی لب شکر شکنت عذر دهانت…

Continue Reading...

ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری

ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری بر مشتریت پردهٔ دیبای ششتری لعلت نگین خاتم خوبی وصف زده بر گرد روی خوب تو هم دیو…

Continue Reading...

ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان

ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان جان داده بر نرگس مست تو حکیمان دست ازطلبت باز نگیرم که بشمشیر کوته نشود دست فقیران ز…

Continue Reading...