تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی غنای ساده و معصوم شعر ناب منی رفیق غربت خاموش روز خلوت من حریف خواب و خیال شب…

Continue Reading...

اگر

اگر هنوز من آواز آخرین توام، بخوان مرا… و مخوان جز مرا که می میرم! حسین منزوی

Continue Reading...

من خود نمی روم دگری می برد مرا

من خود نمی روم دگری می برد مرا نابرده باز سوی تو می آورد مرا کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام این…

Continue Reading...

قبا به قدِ من ای عقلِ پابرهنه مدوز

قبا به قدِ من ای عقلِ پابرهنه مدوز برای قامتِ ما،‏این لباس ‏ها تنگ است برای متهمانِ ردیف اول عشق، قبولِ مصلحت‏ اندیشی و خرد…

Continue Reading...

چشمان تو که از هیجان گریه می کنند

چشمان تو که از هیجان گریه می کنند در من هزار چشم نهان گریه می کنند نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تو، اینگونه از…

Continue Reading...

آهای تو که یه «جونم»ت هزار تا جون بها داره

آهای تو که یه «جونم»ت هزار تا جون بها داره بکش منو با لبی که، بوسه شو خون بها داره بذار حسودی بکشه، رقیب و…

Continue Reading...

من همان شاعرِ مَستم که شبی باخت تورا

من همان شاعرِ مَستم که شبی باخت تورا با دِلی غمـزَده یک جُرعه غزل ساخت تورا تا تو نوشَش بُڪ‍ُنی وقتِ خداحافظ شــد! هِق هقَم…

Continue Reading...

قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو

قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو این چه عیدی و بهاری است که دارم بی تو گیرم این باغ، گُلاگُل بشکوفد…

Continue Reading...

چنان گرفته ترا بازوان پیچکی ام

چنان گرفته ترا بازوان پیچکی ام که گویی از تو جدا نه که با تو من یکی ام نه آشنایی ام امروزی است با تو…

Continue Reading...

اگر باید زخمی داشته باشم

اگر باید زخمی داشته باشم که نوازشم کنی بگو تا تمام دلم را شرحه شرحه کنم زخم‌ ها زیبایند و زیباتر آن‌ که تیغ را…

Continue Reading...