پيش رخت نمانده دگر آب و تاب صبح

پيش رخت نمانده دگر آب و تاب صبح ای چهرهٔ تو شسته‌تر از آفتاب صبح خونم زديده ريخت شب غم، شفق دميد رويت به يادم…

Continue Reading...