گلچین اشعار واصف باختری
سلام بر كاشفان آتش
سلام بر كاشفان آتش جهنم است جهنم، نه نيمروزانست گلوي كوچه چو دلهاي كينه توزانست به هر كرانه كه بيني كفن فروشانند كه گفته است…
یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم با داس هوس خار درودیم و گذشتیم تا چشم اجل را دو سه دم خواب رباید افسانة بیهوده…
تنها خواهشی که دارم
تنها خواهشی که دارم ننگ برمن باد! نفرین برمن باد! اگر از شما چیزی بخواهم تنها خواهشی که دارم اینست که به روسپیان سیاسی نیز…
شب شكستن فانوس
شب شكستن فانوس شبی که قصة فانوس و باد میگفتند چراغها همه گی زنده باد میگفتند! به جای مرثیه، دستانگران بادیه ها سبکسرانه غزلهای شاد…
جهنم است، جهنم
جهنم است، جهنم جهنم است، جهنم نه نیمروزانست گلوی کوچه چو دلهای کینه توزانست به هر کرانه که بینی کفن فروشانند که گفته است که…
شب شکستن فانوس
شب شکستن فانوس شبی که قصهء فانوس و باد میگفتند چراغ ها همگی زنده باد میگفتند به جای مرثیه، دستانگران بادیه ها سبکسرانه غزلهای شاد…
يکی ز شيشه فروشان
يکی ز شيشه فروشان تموز ما چه غريبانه و چه سرد گذشت کبود جامه ازين تنگنای درد گذشت نسيم آنسوی ديوار نيز زخمی بود چو…
تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت کبود جامه ازین تنگنای درد گذشت نسیم آنسوی دیوار نیز زخمی بود چو از قبیلة اشباح خوابگرد…
کوهسار غمین
کوهسار غمین دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست امید تازه به سویم میا که خانه تهیست شبی ز روزن رؤیا مگر…
از زبان آبگينه
از زبان آبگينه چها که بر سر اين تکدرخت پير گذشت وليک جنگل انبوه را ز ياد نبرد به فتحنامة خورشيد کاغذين خنديد چراغ گوشة…





