شعله‌ای چون شمع من در پردهٔ فانوس نیست

شعله‌ای چون شمع من در پردهٔ فانوس نیست چون رخش یک گل به گلزار پر طاووس نیست گاه بر گل می‌زنم خود را، گهی بر…

Continue Reading...

شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود

شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود مایه ی خود گلفروش از گوشه ی دامان گشود گل چنان آیینه ای افروخت کز شوق سخن…

Continue Reading...

سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست

سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست رقمی خوشتر ازین نقش جبین می بایست آنچه بایست در آیین وفا، من کردم این…

Continue Reading...

سحر شد و دم تأثیر ناله می‌گذرد

سحر شد و دم تأثیر ناله می‌گذرد تو خفته ای به کمین و غزاله می‌گذرد ز چیست این همه تعجیل عمر، حیرانم که تند و…

Continue Reading...

زین چرخ ستمکشان نرستند

زین چرخ ستمکشان نرستند هرچند که همچو برق جستند حرفی ز گشاد، قفل ما زد دندان کلید را شکستند منگر به حقارت اهل دل را…

Continue Reading...

ز می به آب فتادن مرا زیان دارد

ز می به آب فتادن مرا زیان دارد شکسته رنگی من بار زعفران دارد بهار آمد و بی گل شراب نتوان خورد کلید میکده را…

Continue Reading...

ز طوف میکده واجب بود سپاس مرا

ز طوف میکده واجب بود سپاس مرا که کرد شوق برهمن خداشناس مرا چنان که سایه ی ابر بهاری از خورشید ز جلوه ی تو…

Continue Reading...

ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می‌گویم

ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می‌گویم گهی با شمع محفل، گاه با پروانه می‌گویم حریف نکته‌سنجی در همه عالم نمی‌بینم سخن از بی‌کسی…

Continue Reading...

رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است

رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است رنگین بود آن نقل که از شکر سرخ است آن لعل که در گوش تو ای زهره…

Continue Reading...

دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد

دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد این نغمه ندانم به چه آهنگ برآورد آخر هوس خنده ی بیهوده درین باغ چون غنچه ام از…

Continue Reading...