دلم به سینه ز ننگ سخنوری خون شد

دلم به سینه ز ننگ سخنوری خون شد نیم غلام کسی، نامم از چه موزون شد؟ چه قسمت است ندانم ز روزگار مرا که تا…

Continue Reading...

دل بی لب او خراب خفته ست

دل بی لب او خراب خفته ست مستی ز غم شراب خفته ست در خاک، دلم به یاد تیغش چون تشنه به یاد آب خفته…

Continue Reading...

درین بساط که نقشی به مدعا ننشست

درین بساط که نقشی به مدعا ننشست کسی به پیش نیامد که بر قفا ننشست کدام تخت نشین یک سبق ز عشق تو خواند که…

Continue Reading...

در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم

در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم چشم یعقوبم، چراغ از باد روشن می‌کنم تنگ می‌آید به چشم من فضای روزگار بر جهان گویی…

Continue Reading...

در دعوی عشق تو نه آهی، نه فغانی

در دعوی عشق تو نه آهی، نه فغانی چون تیغ درین معرکه ماییم و زبانی می آید و دارد ز پی جان اسیران چین در…

Continue Reading...

دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ

دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ چون صورت چین از تو نگاهی و دگر هیچ در کشتنم از بس که طلبکار بهانه ست کافی…

Continue Reading...

خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش

خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش سبوی باده به جای سر است بر دوشش ز گل مپرس که بلبل چه گفتگو دارد…

Continue Reading...

خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد

خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد کوتاه کرد زلف و حکایت دراز شد محمود از کجا، سفر هند از کجا این شور و…

Continue Reading...

خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است

خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است نخل مومیم و خزان ما بهار عنبر است از برای کینه ی ما آسمان پیدا شده…

Continue Reading...

چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس

چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس همچو تصویرم ز پیراهن گریبانی و بس توشه ای در راه شوق او مرا همراه…

Continue Reading...