صبح چون میل تماشای گلستان می‌کنیم

صبح چون میل تماشای گلستان می‌کنیم سر برون چون غنچه از چاک گریبان می‌کنیم حال ما آشفتگان در کار عالم عبرت است همچو گل تعبیر…

Continue Reading...

شکست فتح بود بیدلان جنگ ترا

شکست فتح بود بیدلان جنگ ترا چو بت پرست کند سجده، شیشه سنگ ترا بود ز تنگی جا گر به سینه ام دلگیر به دیده…

Continue Reading...

شد بهار و به بوستان عید است

شد بهار و به بوستان عید است لاله با گل به دید و وادید است جام گیتی نماست ساغر گل باغبان جانشین جمشید است هر…

Continue Reading...

سودی به ره عشق ز تدبیر نباشد

سودی به ره عشق ز تدبیر نباشد یک کار نکردیم که تقصیر نباشد بی زلف تو آرام به فردوس ندارم جایی نتوان بود که زنجیر…

Continue Reading...

سحر زان شمع باشد تاب خورده

سحر زان شمع باشد تاب خورده که او شب باده در مهتاب خورده دلم بی نغمه ذوق از می ندارد گل ما آب از دولاب…

Continue Reading...

زین پس سر مینای می ناب سلامت!

زین پس سر مینای می ناب سلامت! تا چند توان گفت که نواب سلامت! اندیشه فرو رفت به دریای خم می مشکل که برآرد سر…

Continue Reading...

زاهد بنای سست ورع را خراب گیر

زاهد بنای سست ورع را خراب گیر بگذار سبحه از کف و جام شراب گیر از باده گرم ساز نفس را و بعد ازان دریوزه…

Continue Reading...

ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود

ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود غبار در خم زلف تو مشک ناب شود شراب اگر ندهد نشأه ای ترا، چه عجب ز شرم…

Continue Reading...

ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم

ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم لبت هرگز نمی‌گوید نمک‌پرورده‌ای دارم دماغ من پر است از بوی آن گل، کس چه می‌داند که در ویرانهٔ…

Continue Reading...

رهنمای مقصد هرکس توکل می‌شود

رهنمای مقصد هرکس توکل می‌شود همچو ابراهیمش آتش لاله و گل می‌شود گر ز قید ناخدا آزادسازی خویش را موج دریا همچو مرغابی ترا پل…

Continue Reading...