آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست

آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست گر چراغ آیینه ای دارد، گل تمثال اوست سرو را این جلوه و سامان رعنایی کجاست طوق…

Continue Reading...

یار ما مونس بد و نیک است

یار ما مونس بد و نیک است ما چه دوریم و او چه نزدیک است دل من از خیال طره ی او همچو پای چراغ،…

Continue Reading...

همه تن خون دل من همچو دهان زخم است

همه تن خون دل من همچو دهان زخم است همه اندام من از درد، مکان زخم است چاره ی درد دلم کاوش مژگان تو کرد…

Continue Reading...

هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند

هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند غیر عنقا هرچه در دام آید، آزادش کند غیر تیشه حربه ای خسرو نمی گیرد به دست اندکی…

Continue Reading...

هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است

هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است کشتیی را چه ثبات است که لنگر باد است دهر را مرکز خاکش همه نقشی ست…

Continue Reading...

نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند

نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند هر گره در زلف، کار چین ابرو می‌کند بی‌دماغی کرده است از بس که حالم را…

Continue Reading...

نشد درست به هندوستان شکستهٔ ما

نشد درست به هندوستان شکستهٔ ما نماز بود در او، کار دست بستهٔ ما جدا شدیم ز هم‌صحبتان، خوش آن روزی که بود دستهٔ گل…

Continue Reading...

می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند

می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند شیشه و پیمانه از مستی به هم پهلو زنند! پادشاه خوبرویان است، چندان دور نیست سرو…

Continue Reading...

منم آن مرغ که دل نوحه طراز است مرا

منم آن مرغ که دل نوحه طراز است مرا قفسی تنگ تر از چنگل باز است مرا نوبهار است و چو گلبن ز جنون در…

Continue Reading...

مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن

مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن من بر آتش می زنم خود را، تو بر آهنگ زن نسبتی با مشرب پروانه گر…

Continue Reading...