تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد

تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد فتح شد روی زمین و توسن ما زین نشد انجمن خندد ز بس بر گریه ی…

Continue Reading...

تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست

تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست کشتی دریا کشان از لای خم در گل نشست می شود نزدیکتر، غم را کنم…

Continue Reading...

بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح

بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح گل شب بو شود از نکهت زلفت گل صبح چمن حسن تو از آب لطافت سبز است…

Continue Reading...

بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد

بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد مو به مویم ز جنون سلسله تابی دارد برنیاید ز فلک در طلبت کام جهان همچو…

Continue Reading...

به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد

به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد به آن گرمی که گویی شعله‌ای بر خار می‌پیچد به دستی جام و در دست دگر سیب…

Continue Reading...

به صحرا آن کمان‌ابرو پی نخجیر می‌آید

به صحرا آن کمان‌ابرو پی نخجیر می‌آید غزالان مژده! آن آهوی آهوگیر می‌آید چو سوی صیدگاه آید، ز ذوق او غزالان را صدای خندهٔ زخم…

Continue Reading...

به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد

به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد چو شیری کز کمین بر شوخی نخجیر می‌خندد جوانان ناتوانی‌های پیران را چه می‌دانند کمان دارد ز سستی پیچ…

Continue Reading...

برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی

برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی دود آهی نیست از دیوانه ای در گلخنی دیگران را من چرا باید کنم تحریک عشق؟ همچو گل دارم…

Continue Reading...

بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است

بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است ناوک او را مگر چون شمع، پیکان آتش است خاک را از اشک من پرخون…

Continue Reading...

آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن

آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن طره ی خود را ببین، فکر پریشانی بکن ما ز حال خویش چشم از دشمنی پوشیده ایم…

Continue Reading...