غزلیات سلیم تهرانی
ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست
ز عشقم به هر محفل افسانه ای ست ز اشکم به هر گوشه ویرانه ای ست ز شمعی چمن را صبا مژده داد که هر…
ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است
ز جوش ناله به دل اضطراب بسیار است چو باد تند شود، موج آب بسیار است کدام دل که ز شوق لبت در آتش نیست…
روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
روز و شبم اگر به حضوری چه فایده نامهربان و طفل [و] غیوری چه فایده همچون زلال بادیه از تشنگی مرا شیرین به چشم آیی…
دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما
دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما آید پیاده گل ز گلستان به گشت ما از کس مپرس آنچه به ما رفته زین محیط…
دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد
دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد سحر را شورش مرغان به من صبح قیامت کرد دلی بر باد دادم در ره مهر و…
دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست
دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست به دست ناله دعایی به بلبلان بفرست کسی قبول ندارد که در قفس هستی پری برای نشانی به…
دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند
دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند چون گره، بسته ی صد سلسله مویم بیند صاف سرچشمه ی حیوان، تهی از دردی نیست خضر…
در وادی محبت، چون خضر راهبر باش
در وادی محبت، چون خضر راهبر باش با رهروان دریا، چون موج همسفر باش انگشت دایه در کام زهر غمم کشیده ست در دست من…
در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم
در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم وای بر ما که درین بزم سخن پردازیم سفر اول شوق است به کویت ما را صید ما…
در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید
در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید یا به چشم من گذارید و مرا دل خوش کنید دلنشین باشد حدیث عشق در وارستگی…





