چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی

چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی عشق عالم‌سوز، تیغ آفتاب زندگی خضر از سرچشمهٔ خم بی‌خبر افتاده است جوهر می آتش مرگ است و…

Continue Reading...

چو ماه شعشعه ی ماست برق خرمن ما

چو ماه شعشعه ی ماست برق خرمن ما چو خوشه هیکل عمر است داس گردن ما ز دست و پنجه ی خورشید بر نمی آید…

Continue Reading...

چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم

چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم وگر به بزم بزرگان رسم، حکیم شوم شوند لاله و گل چون چراغ روگردان ز من، به…

Continue Reading...

چه ذوق در شب وصل از نظارهٔ صبح است؟

چه ذوق در شب وصل از نظارهٔ صبح است؟ که همچو غنچه دلم پاره‌پارهٔ صبح است شب وصالی اگر روز کرده‌ای، دانی که آفتاب قیامت…

Continue Reading...

چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی می‌رود

چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی می‌رود گردنی برکش که حرف کج‌کلاهی می‌رود در دلش از من غباری هست، پنداری که باز آب چشمم از…

Continue Reading...

جان فراوان است اگر جانانه‌ای پیدا شود

جان فراوان است اگر جانانه‌ای پیدا شود خانه بسیار است اگر هم‌خانه‌ای پیدا شود در طواف کعبه و مسجد نشد پیدا، مگر آنکه می‌جوییم در…

Continue Reading...

تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا

تجلی بر نمی تابی، ز بی تابی چه سود اینجا که موسی هم تمنا کرد و خود را آزمود اینجا درین مجلس چه طرفی کس…

Continue Reading...

پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار

پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار آیینه به دست است ترا آه نگه دار شرمنده شو ای دل، گله تا کی کنی از…

Continue Reading...

بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست

بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست شراب کهنه به ساغر به رنگ شیر شده ست وجود من به جراحت سرشته…

Continue Reading...

به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید

به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید ز خاک کشتهٔ دیرینه بوی مشک می‌آید خیال زلف او را در دلم هرگه گذار افتد…

Continue Reading...