دل در طلب چه گوش به صوت درا کند

دل در طلب چه گوش به صوت درا کند مجنون عشق، رقص به آواز پا کند مست تو پابرهنه به دریا حباب وار بر روی…

Continue Reading...

درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را

درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را که با شمشیر چوبین می کشند اطفال آتش را ز گلشن می رسم چون خسته ای کز…

Continue Reading...

در گدایی همت ما پادشاهی می کند

در گدایی همت ما پادشاهی می کند هرچه می خواهد به توفیق الهی می کند پابرهنه می دوم بر روی نیش دوستان آب کی اندیشه…

Continue Reading...

در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی

در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی در بیابانی که کار خضر باشد رهزنی از لباس مطربی کز بزم ما بیرون رود سرمه می ریزد…

Continue Reading...

در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد

در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد ز شرم کشتنم شمشیرش از جوهر عرق دارد ز بس افروخت از تاب می گلرنگ، پنداری…

Continue Reading...

خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است

خوش وقت آنکه خصمی گردون ندیده است هر شب ز خیل فتنه شبیخون ندیده است با من مگو که داغ جدایی ندیده ای صدبار بیش…

Continue Reading...

خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست

خوبرویان را سری با عاشقان پیر نیست ماهیان تشنه را ذوقی ز جوی شیر نیست باعث محرومی ما طالع نااهل ماست ورنه در اهلیت معشوق…

Continue Reading...

خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد

خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد که چشم را نمک او چو خواب می‌گیرد خروش سیل سرشک مرا علاجی نیست ز سنگ سرمه کی آواز…

Continue Reading...

حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است

حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است در خواب حیف باشد، چشمی که خوش نگاه است از کوی عشق نتوان غافل گذشت،…

Continue Reading...

چو مجنون بر زبانم حرف او افسانهٔ لیلی‌ست

چو مجنون بر زبانم حرف او افسانهٔ لیلی‌ست کسی کو آشنای او بود، بیگانهٔ لیلی‌ست عجب دارم که مجنون، تر کند لب از می کوثر…

Continue Reading...