ز بس اشک نیازم خاکسار است

ز بس اشک نیازم خاکسار است شود چون خشک، در چشمم غبار است تنم می بالد از هر زخم خوردن به طبعم آب تیغش سازگار…

Continue Reading...

ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست

ره بیرون شدنم زین چمن از یاد شده ست سبزه در رهگذرم رشته ی صیاد شده ست در ره مرغ دلم آنکه نهد دام فریب…

Continue Reading...

دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد

دو روز عمر که خواه و نخواه می گذرد چنان که می بری آن را به راه، می گذرد هزار تفرقه از گریه در دل…

Continue Reading...

دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است

دلم چو شمع همه عمر میهمان خود است چو قرعه چشم همایم بر استخوان خود است ز نسبت دگری نیست سربلندی ما سر شهید تو…

Continue Reading...

دل در طلب چه گوش به صوت درا کند

دل در طلب چه گوش به صوت درا کند مجنون عشق، رقص به آواز پا کند مست تو پابرهنه به دریا حباب وار بر روی…

Continue Reading...

درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را

درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را که با شمشیر چوبین می کشند اطفال آتش را ز گلشن می رسم چون خسته ای کز…

Continue Reading...

در گدایی همت ما پادشاهی می کند

در گدایی همت ما پادشاهی می کند هرچه می خواهد به توفیق الهی می کند پابرهنه می دوم بر روی نیش دوستان آب کی اندیشه…

Continue Reading...

در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی

در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی در بیابانی که کار خضر باشد رهزنی از لباس مطربی کز بزم ما بیرون رود سرمه می ریزد…

Continue Reading...

در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را

در آشوب جهان، کشتی پر از صهباست مستان را دریغا نوح کو، تا بنگرد سامان طوفان را ز خم خسروی مگذر کزو گل می توان…

Continue Reading...

خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید

خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید کشتن سیماب، دارد دعوی خون شهید گر نباشد تیر او در سینه، نگشاید دلم نسبت…

Continue Reading...