غزلیات سلیم تهرانی
کینهٔ ما را از او صبر و تحمل میکشد
کینهٔ ما را از او صبر و تحمل میکشد انتقام از یار بیپروا، تغافل میکشد هیچ معشوقی پریشانگرد و هرجایی مباد فاخته این حرف را…
کسی را در فغان ناله چون محبوب میخواهد
کسی را در فغان ناله چون محبوب میخواهد اگر خاموش گردد، همچو آتش چوب میخواهد دماغ آشفته بسیارند در کنعان شوق، اما نسیم پیرهن میگردد…
قطرهٔ خونابهای تا سوی مژگان میکشم
قطرهٔ خونابهای تا سوی مژگان میکشم از دل مجروح، پنداری که پیکان میکشم دامن صحرا ز موج گریهام شد لالهزار رنگ میریزم به هرسو، طرح…
فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم همچو لاله داغ دل را مرهمی نگذاشتم خنده ی موجم درین دریا کجا تر می کند؟…
عشق در هرجا نقاب از روی زیبا میکشد
عشق در هرجا نقاب از روی زیبا میکشد سرمهٔ یعقوب در چشم زلیخا میکشد خواب مستی هر دمش تکلیف بالین میکند خوش بهاری بر رخ…
صبحدم چون صاحبان غیب بر اهل نیاز
صبحدم چون صاحبان غیب بر اهل نیاز چون در رحمت، در میخانه را کردند باز از سجود شیشه ها، میخانه شد بیت الحرام ناله ی…
شکفتگی به گل رویت آرزومند است
شکفتگی به گل رویت آرزومند است نهال حسن ترا با بهار پیوند است ز رشک عشق خورم خون عندلیبان را که دوست نیست گل، اما…
شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق همچو قمری گشت طوق گردنم زنار عشق بلبل از حسرت اگر در فصل گل نالد رواست…
سوی خم می این دل مخمور فرستیم
سوی خم می این دل مخمور فرستیم پروانه ی خود را به سوی طور فرستیم از صحبت هم، ذوق بود تنگدلان را برخیز سلیمان که…
سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دلها
سخن بست از لبم احرام طوف کعبهٔ دلها تماشا کن در او چون کاروان کعبه محملها ز زهد و توبه در کار دلم صد عقده…





