رباعیات سلیم تهرانی
ای بلبل خوش نغمه، مکان تو کجاست
ای بلبل خوش نغمه، مکان تو کجاست آتشکده ی آه و فغان تو کجاست تا چند درین چمن سراغ تو کنیم عنقا نه ای، آخر…
از شوق تو خون در دل گل می جوشد
از شوق تو خون در دل گل می جوشد شمع از هوست به سوختن می کوشد از عکس گل روی تو دایم چون گل آیینه…
ماییم که داغ دل ما ناسور است
ماییم که داغ دل ما ناسور است از پای فتاده ایم و منزل دور است احوال خود از کسی چه پنهان داریم چون زلف، پریشانی…
درهم دلم از بودن شهر و ده شد
درهم دلم از بودن شهر و ده شد دلگیر ز وضع جمعه و شنبه شد در سایه ی بخت تیره عمرم بگذشت چون داغ که…
حاسد که همه دعوی لافش پوچ است
حاسد که همه دعوی لافش پوچ است از مغز حیا، چو نافش پوچ است از طبع زبان دراز، معنی مطلب شمشیر کشیده را غلافش پوچ…
با هم دو برادر سیه فام ببین
با هم دو برادر سیه فام ببین گویی که دوپاره کرده ای یک سرگین لیکن به قد پست و بلند ایشان فرق است چو سایه…
ای بزم ترا ساغر می مجمره سوز
ای بزم ترا ساغر می مجمره سوز هر روز ز ایام تو روز نوروز از گلشن اقبال تو کان خرم باد خورشید بود یک گل…
از تندی مرکب نه ز زین افتادی
از تندی مرکب نه ز زین افتادی گویم ز چه ای قبله ی دین افتادی از غیب ترا بشارت فتح رسید در سجده ی شکر…
ما حاصل شاخسار خشکی داریم
ما حاصل شاخسار خشکی داریم گل نیست به دست، خار خشکی داریم وصل تو گرانبهاست ای گوهر و ما همچون دریا، کنار خشکی داریم سلیم…
دل از غم عشق گلرخان بی تاب است
دل از غم عشق گلرخان بی تاب است آغشته به خون چو لاله ی سیراب است هر جزوی ازان بود بر نوخطی گویی دل من…





