رباعیات حزین لاهیجی
خاموش حزین که گفتنی ها گفتی
خاموش حزین که گفتنی ها گفتی با مثقب کلک خویش درها سفتی اکنون خود را به کوی آزادان کش خاری بودی، غنچه شدی، بشکفتی رباعیات…
تدبیر به کار من چه خواهد کردن؟
تدبیر به کار من چه خواهد کردن؟ ساغر به خمار من چه خواهد کردن؟ گر عشق هزار شمع داغ افروزد با این شب تار من…
بی ضامن و رهن، وام می باید، نیست
بی ضامن و رهن، وام می باید، نیست عنقا ما را به دام می باید، نیست دندان که معطل است، درکامم هست نانی که صباح…
با شعلهٔ آه، چشم گریان چه کند؟
با شعلهٔ آه، چشم گریان چه کند؟ با آتش برق، آب باران چه کند؟ هستند ز فیض، اهل صورت محروم با غنچهٔ تصویر، بهاران چه…
ای شاخ امید، برگ و بار تو کجاست؟
ای شاخ امید، برگ و بار تو کجاست؟ فصل تو کدام و نوبهار تو کجاست؟ چون موج ، تپیدنم به جایی نرسید ای بحر محیط…
ای بندهٔ دهرِ دون نواز گنده
ای بندهٔ دهرِ دون نواز گنده با ک..ن خری ساخته، چون خربنده از پستی و سرمستی و دیوانگیت دشمن در خنده، دوستان شرمنده رباعیات حزین…
آن راحت جان و دل شیدایی من
آن راحت جان و دل شیدایی من گویا ز خدا خواست جگر خایی من شب های غمت نگفت چون می گذرد یک روز نکرد یاد…
افسرده دمان عهد ما، رشک یخند
افسرده دمان عهد ما، رشک یخند با خلش ؟ میخ نعل بند زنخند غارتگه ربزه شاعران مزرع ماست این جانوران، مزرع ما را ملخند رباعیات…
از دیده به دیده، ناوک اندازی هست
از دیده به دیده، ناوک اندازی هست از سینه به سینه، قاصد رازی هست خوانده ام رقم دفتر دلها، این بود ما کارگهیم، کارپردازی هست…
یارای زبان کو که ثنای تو کنیم؟
یارای زبان کو که ثنای تو کنیم؟ توصیف کمال کبریای تو کنیم؟ چیزی به بساط ما تهیدستان نیست جانی که تو داده ای فدای تو…





