رباعیات حزین لاهیجی
از گنج، به مار صلح نتوان کردن
از گنج، به مار صلح نتوان کردن از باغ، به خار صلح نتوان کردن در میکده ای که چرخ، دردی کش اوست با رنج خمار…
ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند
ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند هرگز پر کاه کهربا را ندهند این قوم، ولینعمت امثال خودند تا سگ بود، استخوان هما را ندهند…
یا رب چه شود گرکرمت یار افتد؟
یا رب چه شود گرکرمت یار افتد؟ لطفت به شکستگان پرستار افتد غمخوارگی خلق جهان را دیدم مگذار که با غیر توام کار افتد رباعیات…
میزان حقیم و امتحان و لَکَ لک ؟
میزان حقیم و امتحان و لَکَ لک ؟ تا باز نماییم گران را ز سبک از ما نَرَمی چگونه، ای حیزِ خنک ما بدرِ تمامیم…
گر نوح و دعای غرق، این دم می شد
گر نوح و دعای غرق، این دم می شد دنیا یک دم به کام آدم می شد تا این همه کثرت اندکی کم می شد…
عشق است که درد من و درمان من است
عشق است که درد من و درمان من است دین من و پیر من و ایمان من است خون از بن هر مو نفشانم چه…
سامانی و ثروتی نشد جمع، چه شد؟
سامانی و ثروتی نشد جمع، چه شد؟ بازیچهٔ دولتی نشد جمع، چه شد؟ گر عاقلی، از فقر پریشان نشوی سرمایهٔ حسرتی نشد جمع، چه شد؟…
دیدیم، سواد هند حیرت زار است
دیدیم، سواد هند حیرت زار است روز کِه و مِه چو شام هجران تار است بسته ست به کار همه شان بخت گره اینجا گِرِه…
در محفل آسمان سُها و خور هست
در محفل آسمان سُها و خور هست در بحر جهان هم صدف و هم در هست تا خود چه بود قسمت روزی طلبان هم مائدهٔ…
داغم به دل از دو گوهر نایاب است
داغم به دل از دو گوهر نایاب است کز وی جگرم کباب و دل در تاب است می گویم اگر تاب شنیدن داری فقدان شباب…





