رباعیات حزین لاهیجی
امروز دل است، زیر بار عجبی
امروز دل است، زیر بار عجبی دارد نفس صبح، غبار عجبی کوتاهی قصه دیدم از عمر دراز در گردش چرخ اوا روزگار عجبی رباعیات حزین…
از می، لب غنچه گشت گلگون ساقی
از می، لب غنچه گشت گلگون ساقی چون لاله نشسته ایم در خون ساقی اقبال تو می دهد ز ادبار نجات تنگ آمدم از نکبت…
از حرف وداع، دیده جیحون شد و رفت
از حرف وداع، دیده جیحون شد و رفت هوش از سر سودا زده مجنون شد و رفت تن شعله کشید و دود آهی برخاست دل…
یار است که در ظلمت امکان شمع است
یار است که در ظلمت امکان شمع است خود، راز و نیاز و خویشتن هم سمع است هر دیده که یافت نور تحقیق، حزین غیر…
هر جلوه که آن نرگس عیار کند
هر جلوه که آن نرگس عیار کند خوبان طراز را دل افگار کند گر چشم فسونگر نبود بر سر کار جادوی که در بابلیان کار…
گفتم که به یاد یار خواهی آمد
گفتم که به یاد یار خواهی آمد یا خون شده در کنار خواهی آمد نه زان اثری نه زین نشانِ نظری ای دل، توکجا به…
عشق تو سواد دیده را جیحون کرد
عشق تو سواد دیده را جیحون کرد رشک تو دل از سینهٔ ما بیرون کرد در وصل کنیم یاد ایام فراق اندیشهٔ حرمان، دل ما…
شاخ گل من نظر به خاری نکند
شاخ گل من نظر به خاری نکند رحمی به دل سینه فگاری نکند ترسم نبرد دل از خروشیدن سود ما خوار شویم و ناله کاری…
دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست
دیوانه دلم، یارِِ دل آسایی نیست شوریده سرم دامن صحرایی نیست لحن داوود و حسن یوسف، خوار است گوش شنوا و چشم بینایی نیست رباعیات…
در هند اگر کسی نرنجد از راست
در هند اگر کسی نرنجد از راست گویم طبقات خلق را بی کم و کاست پنجی ست که شش نمی توانش کردن پاچیّ و دیوث…





