رباعیات حزین لاهیجی
صحراست ز سبزه، سبزفام ای ساقی
صحراست ز سبزه، سبزفام ای ساقی کار از گل و مل شود تمام ای ساقی گو چرخ نگردد به مراد دل ما کافیست به ما،…
زاهد، از عشق، دین به افسون نبری
زاهد، از عشق، دین به افسون نبری روی ورع از میکده، گلگون نبری تر ساختهای دامن تقوا از می زبن آب، گلیم زهد بیرون نبری…
دل می بری و خبر نداری که چه شد
دل می بری و خبر نداری که چه شد زهرم دهی و به رو نیاری که چه شد در ساغر بوالهوس که خاکش ستم است…
در راه طلب، ناله هواخواهی کرد
در راه طلب، ناله هواخواهی کرد دل همرهی آه سحرگاهی کرد زد قاصد شوق دست و پایی که نداشت دامان وصال یار، کوتاهی کرد رباعیات…
خنگ تو به کوهِ عالی ارکان ماند
خنگ تو به کوهِ عالی ارکان ماند ور موج عرق زند، به عمّان ماند در راهِ تکش، فلک به میدان ماند خورشید به گو، سمش…
تا ناله، درفش کاویانی نکنی
تا ناله، درفش کاویانی نکنی در کشور دهر، قهرمانی نکنی گر جان طلبند، منت از بخت بدار در مسلخ عشق، سخت جانی نکنی رباعیات حزین…
بی پا و سران که هرزه گردی دارند
بی پا و سران که هرزه گردی دارند بر مرکب وهم، ره نوردی دارند نقشی ز عیار قلبشان کس نزند از سکهٔ زر، سکهٔ مردی…
بار خودی افکنم، سبکتاز روم
بار خودی افکنم، سبکتاز روم تا سایهٔ آن سرو سرافراز روم سود از سفر خود نبود امّیدم جز این که ره آمده را باز روم…
ای سینه بنال، ناله کار من و توست
ای سینه بنال، ناله کار من و توست ای ناله ببال، روزگار من و توست ای دل برخیز تا ز دنیا برویم دهری ست که…
ای بستهٔ آب و گل، چه خواهی کردن؟
ای بستهٔ آب و گل، چه خواهی کردن؟ ز اخوان صفا خجل چه خواهی کردن؟ دندان به جگر، گر نفشارد دردی بی درد! به کار…





