از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن

از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن شاخ خزان رسیدهٔ خود را بهار کن مگذار رزق خاک شود مشت خون من ای شوخ سرگران،…

Continue Reading...

یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود

یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود در میان این تن ویران شده دیوار نبود حسن درپیرهن عشق تجلّی می کرد پردهٔ دیده حجاب…

Continue Reading...

هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش

هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش بر سر نتواند زدن از شرم، بهارش از پرتو رخسار جهانسوز تو دارم آن شعله به دل،…

Continue Reading...

نوشیده چمن دردی جام طربش را

نوشیده چمن دردی جام طربش را با دامن گل پاک نموده ست، لبش را خوش کرده ام ای دیده به پیوند دل خویش از سلسله…

Continue Reading...

نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم

نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم نمی خیزد غبار من ز جا، افتاده ی عشقم سر از احوال من عقل گران جان…

Continue Reading...

نخواهد برد از ما صرفهای خصم عنید ما

نخواهد برد از ما صرفهای خصم عنید ما جبین از خون قاتل سرخ می سازد شهید ما به گوش نغمه سنجان چمن بیگانه می آید…

Continue Reading...

می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست

می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست خرد پیر، خراباتی دیوانهٔ اوست همه جا جلوه گه لیلی صحرایی ماست هر کجا چشم غزالیست سیه…

Continue Reading...

من آن غارتگر جان می پرستم

من آن غارتگر جان می پرستم غم جان نیست، جانان می پرستم ز دیر هستی من گرد برخاست هنوز آن نامسلمان می پرستم دمید از…

Continue Reading...

مردان نظر از نرگس فتّان تو یابند

مردان نظر از نرگس فتّان تو یابند فیض سحر از چاک گریبان تو یابند عشّاق جگر سوخته، جمعیّت دل را در سلسلهٔ زلف پریشان تو…

Continue Reading...

ما را تن ضعیف به زندان عالم است

ما را تن ضعیف به زندان عالم است این هم که زنده ایم ز دستان عالم است از شورش جهان سر زلف حواس من آشفته…

Continue Reading...