چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم

چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم کام دل از آن لعل شکربار برآرم کارم به چمن وعدهٔ دیدار تو باشد باشد مگر از…

Continue Reading...

چه دولتی است که دردت نصیب جان من است!

چه دولتی است که دردت نصیب جان من است! همای تیر تو را، طعمه استخوان من است تو خود به پرسش من لعل جانفزا بگشا…

Continue Reading...

جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل

جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل سر زانوی حیرانی بود، آیینه دار دل شود نازک تر از دل پرده گوش گران…

Continue Reading...

تیغت به سرم خمار نگذاشت

تیغت به سرم خمار نگذاشت حسرت به دل فگار نگذاشت ابر مژه در گهر نثاری ما را ز تو شرمسار نگذاشت شادیم که گریه های…

Continue Reading...

تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را

تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را که شوید مرهم از رخساره، زخم کاری ما را محبت گر نبودی، زندگانی مشکل افتادی غم عشق تو…

Continue Reading...

تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده

تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده شرمندهام که در غمش آسان برآمده از پیچ وتاب عشق ندارم شکایتی دل در شکنج طره پیچان…

Continue Reading...

پای بستند و ره سعی نشانم دادند

پای بستند و ره سعی نشانم دادند دست و بازو بشکستند و کمانم دادند جان سختم حذر از دوزخ جاوید نداشت خانه در کوچهٔ آسوده…

Continue Reading...

بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی

بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی هلال جام می گردد، به ایمان تو ای ساقی ز رنگت آتشین شد گل، ز…

Continue Reading...

به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟

به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟ تو دل نداده ای، از دلستان چه می دانی؟ نگشته در رهِ یوسف، سفید دیده تو…

Continue Reading...

به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم

به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم حیف این گوهر یکدانه که بر سنگ زدم سر این حوصله نازم که به یک عمر،…

Continue Reading...