برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست

برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست تا پر خدنگ ناز تو در جان فرو نشست بود از نوای من همه جا شعله ها…

Continue Reading...

بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد

بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد مسکین چه کند طاقت دیدارش اگر نیست؟ زبن جرم،…

Continue Reading...

ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت

ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت آوازه ای از کوی تو غوغای قیامت ای سلسلهٔ زلف تو بر پای قیامت سودایی خال تو، سویدای قیامت…

Continue Reading...

ای سیل مرگ، بی تو دل تشنه آب شد

ای سیل مرگ، بی تو دل تشنه آب شد دیر آمدی و خانهٔ طاقت خراب شد تفسیده تابه ای، شده بستر ز تب مرا پهلو…

Continue Reading...

ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط

ای تاب سنبلت زده بر مشک ناب خط حسنت کشیده بر ورق آفتاب خط رسم است موی را رسد از شعله پیچ و تاب زانرو…

Continue Reading...

آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد

آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد سیلی کزو خرابهٔ دنیا به هم خورد از دل تلاطم و ز تو دامن فشاندنی از یک…

Continue Reading...

اشکم از دیده به دنبال کسی می آید

اشکم از دیده به دنبال کسی می آید ناله بر لب، پی فریادرسی می آید آتشم گر زده ای، شمع صفت خندانم شکر جور تو…

Continue Reading...

از کارگاه نسبت، هرکس لباس پوشد

از کارگاه نسبت، هرکس لباس پوشد شاهد پرند و دیبا، زاهد پلاس پوشد اول عطا که بخشد دل را، متاع هوش است تشریف ارجمندی، طفل…

Continue Reading...

از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش

از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش صد رنگ گل برآرد، اشک از کنار درویش گر سیل فتنه گیرد، روی زمین سراسر از جای…

Continue Reading...

یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی

یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی آتش آه مرا بادیه پیما نکنی می توانی به نگه پاسخ صد مسأله داد که حوالت…

Continue Reading...