در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم

در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم دل بیمار خود را بر کدامین بستر اندازم؟ جهان افسرده شد از عشق خون آشام، اشارت کن…

Continue Reading...

خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید

خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید ز گرد هستیم آن نازنین سوار برآید همین بس است که خود چاک می زنم به گریبان…

Continue Reading...

خواهم به دل آن نرگس مستانه در افتد

خواهم به دل آن نرگس مستانه در افتد بد مست تماشاست، به دیوانه درافتد سخت است تلاش دو زبردست، مبادا می با نگه یار، حریفانه…

Continue Reading...

خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود

خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود بی ناله های زار، نی استخوان نبود گلزار حسن توست کز آدم دمیده است هرگز مرا به…

Continue Reading...

حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود

حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود جان را کسی به هر چه خرد، رایگان بود حکم نگاه مست تو ای سیل عقل…

Continue Reading...

چو صنعان مشق سودا می رسانم

چو صنعان مشق سودا می رسانم شراب عشق ترسا می رسانم سراغی می دهم از حسن لیلی که مجنون را به صحرا می رسانم دربن…

Continue Reading...

چقدر حوصله باید که گداز آموزم

چقدر حوصله باید که گداز آموزم تا دو دل را روش راز و نیاز آموزم لبم از ناله مپرسید که خاموش چراست به دل تنگ…

Continue Reading...

جایی که از سپند نگردد فغان بلند

جایی که از سپند نگردد فغان بلند ما را بود چو شعلهٔ آتش، زبان بلند بال و پری کجاست که با همّت رسا پرواز گیرم…

Continue Reading...

تن سختی کشم نزار دل است

تن سختی کشم نزار دل است کمر کوه زیر بار دل است دل از آن طرّه در پریشانی است سر این فتنه در کنار دل…

Continue Reading...

تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت

تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت دود از سرم برآمد و اشک از کنار رفت در پیچ و تاب حلقه آن زلف…

Continue Reading...