ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را

ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را وآن گاه غم نباشد، بشکن سبوی ما را مجنون ما ندارد، پروای خار این دشت چنگال…

Continue Reading...

زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشق

زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشق بندد گر کوته است، از پر عنقای عشق دایرهٔ آسمان، زاویهٔ خاکدان تنگ تر از نقطه ای ست…

Continue Reading...

ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم

ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم چو چشم خوش نگاهان سرخوش از پیمانهٔ خویشم تجلی کرده در جانم جمال شعله رخساری ز ایمانم چه…

Continue Reading...

ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان

ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان به آب خویش گردد آسیای گوهر غلتان به حال زار بیمار غم، ای تیغ ستم رحمی…

Continue Reading...

ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می گردد

ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می گردد ز برق تیشهٔ من کوه آهن آب می گردد ز بس در خود پی آن گوهر نایاب…

Continue Reading...

رخ تو رونق صبح بهار می شکند

رخ تو رونق صبح بهار می شکند کرشمه تو، دل روزگار می شکند غرور گریهٔ دریا مدار مستی ما پیاله بر سر ابر بهار می…

Continue Reading...

دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است

دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است به شب نهان شدن آفتاب نزدیک است دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتی بیا که سوختن…

Continue Reading...

دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد

دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد مهتاب بناگوشت فرخنده شبی دارد در عربده می باشد چون ترک تقاضایی مژگان تو پنداری از ما طلبی…

Continue Reading...

درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا

درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا دل افکندیم، بسم الله مجریها و مرسیها مگر این بحر بی پایان، حریف درد دل گردد که دارد…

Continue Reading...

در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست

در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست گرچشم وفا نیست، امید ستمی هست شد روشنم ازگوشهٔ خود، سرّ دو عالم آیینهٔ زانوست، اگر جام…

Continue Reading...