می گرفتیم به جانان، سر راهی، گاهی

می گرفتیم به جانان، سر راهی، گاهی او هم از لطف نهان داشت نگاهی، گاهی چه عجب گر نگهش داشت سر الفت ما؟ برق را،…

Continue Reading...

من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر

من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر نیکنامی تو، ره خانه خمّار مگیر عنبرین طره چه انداخته ای بر سر دوش کافر عشق تو ماییم،…

Continue Reading...

مرغ اسیری که زخم خار ندارد

مرغ اسیری که زخم خار ندارد هیچ نشانی ز عشق یار ندارد گر ز تو دل برکنم بگو به که بندم؟ هیچکس این چشم پر…

Continue Reading...

ما دامن وصل یار داربم

ما دامن وصل یار داربم از هر دو جهان کنار داریم ساقی، قدحی می صبوحی از بادهٔ شب خمار داریم شوریدگیی که در سر ماست…

Continue Reading...

گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما

گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما برق آستین فشاند، بر خودنمایی ما ای عجز همّتی کن، تا بال و پر بریزیم صیاد ما ندارد،…

Continue Reading...

گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم

گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم لله الحمد که با سوزش دل خوش دارم بار عشقی اکه از آن چرخ به زنهارآمد کوه دردی…

Continue Reading...

کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟

کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟ من بیشتر از هستم و از نیست کم آیم درکعبه گر از پرده در آید صنم ما…

Continue Reading...

کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید

کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید خدنگ چون سفری شد کمان بیاساید مجال دیده گشودن درین غبارکجاست؟ مگر که از تک و تاز آسمان بیاساید…

Continue Reading...

فکندم دل به کوثر از زلال لعل نوشینش

فکندم دل به کوثر از زلال لعل نوشینش گرفتم در چمن نظّاره را از حسن رنگینش نگاه ساده، دل را چون غزالان کرده صحرایی سمن…

Continue Reading...

غبار کلفت ایام، آشنا نگذاشت

غبار کلفت ایام، آشنا نگذاشت میان آینه و عکس من صفا نگذاشت خیال جلوه نازش، بهانه می طلبید به سینه شیشهٔ دل را شکست و…

Continue Reading...