در شب شیب، گرانتر شده خوابی که مراست

در شب شیب، گرانتر شده خوابی که مراست شد جوان، غفلت ایام شبابی که مراست ناصح، افسانه چه سازد به تن آسانی من نشتر افگار…

Continue Reading...

در حضرت شاهان، دل گمراه نگهدار

در حضرت شاهان، دل گمراه نگهدار پاس ادب خاطر آگاه نگهدار مستند به یک جرعه حریفان صبوحی ساقی قدحی نذر شبانگاه نگهدار مرغی که شکستی…

Continue Reading...

دارد ستاره ریز، مرا آفتاب تو

دارد ستاره ریز، مرا آفتاب تو عالم خراب چشمم و چشمم خراب تو هشیاریم غنوده بالین بیخودی ست هوش از سرم برد نگهِ نیم خواب…

Continue Reading...

خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید

خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید داغت به جبهه دارد، رخسار می نماید حربا، زند به عشقت از مهر نعل وارون جوزا برهمن توست، زنار…

Continue Reading...

خراباتی نژادم دلق شیادانهای دارم

خراباتی نژادم دلق شیادانهای دارم صراحی در بغل، در آستین پیمانه ای دارم به ناقص فطرتان بخشیده ام دنیا و عقبا را گدای کوی عشقم…

Continue Reading...

حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟

حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟ از باده بگو، شیشه و پیمانه کدام است؟ محراب دل آن جلوهٔ آغوش فریب است نشناختهام کعبه…

Continue Reading...

چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش

چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش بود میخانه زیر دست مژگان سیه مستش چو آن کافر که اسلام آورد از بی نواییها…

Continue Reading...

چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را

چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را بر رگ جانم افکنی، طرّهٔ دلفریب را؟ این ستم دگر بود، کز تف خوی گرم تو گریه…

Continue Reading...

جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم

جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم می ده که سر صحبت زهّاد ندارم بی تابی دامم نه ز اندوه اسیری ست من تاب فراموشی…

Continue Reading...

تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را

تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را نشود سترده هرگز غمت از سرشت، ما را چه کنم اگر نه چون نی، همه راه…

Continue Reading...