ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم

ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم چو چشم خوش نگاهان سرخوش از پیمانهٔ خویشم تجلی کرده در جانم جمال شعله رخساری ز ایمانم چه…

Continue Reading...

ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان

ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان به آب خویش گردد آسیای گوهر غلتان به حال زار بیمار غم، ای تیغ ستم رحمی…

Continue Reading...

ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می گردد

ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب می گردد ز برق تیشهٔ من کوه آهن آب می گردد ز بس در خود پی آن گوهر نایاب…

Continue Reading...

رخ تو رونق صبح بهار می شکند

رخ تو رونق صبح بهار می شکند کرشمه تو، دل روزگار می شکند غرور گریهٔ دریا مدار مستی ما پیاله بر سر ابر بهار می…

Continue Reading...

دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است

دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است به شب نهان شدن آفتاب نزدیک است دلم ز وعده بر آتش فکندی و رفتی بیا که سوختن…

Continue Reading...

دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد

دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد مهتاب بناگوشت فرخنده شبی دارد در عربده می باشد چون ترک تقاضایی مژگان تو پنداری از ما طلبی…

Continue Reading...

درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا

درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا دل افکندیم، بسم الله مجریها و مرسیها مگر این بحر بی پایان، حریف درد دل گردد که دارد…

Continue Reading...

در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست

در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست گرچشم وفا نیست، امید ستمی هست شد روشنم ازگوشهٔ خود، سرّ دو عالم آیینهٔ زانوست، اگر جام…

Continue Reading...

در این دو هفته که با گل مدار می گذرد

در این دو هفته که با گل مدار می گذرد پیاله گیر که ابر بهار می گذرد به این خوشم که شب هجر، تیره روزان…

Continue Reading...

خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد

خوشا روزی که تیرت، پی به جان مستمند آرد شبیخونی نگاهت برسربخت نژند آرد شب بختم چو شمع ازداغ عشقت صبح محشرشد چها تا برسرمن…

Continue Reading...