غزلیات حزین لاهیجی
حین طفت حول الحی اذ مررت بالجانی
حین طفت حول الحی اذ مررت بالجانی رهزن دل و دین شد، چشم نامسلمانی آفت مسلمانی، زلف دین براندازش زیر هر شکنجش دل، دیر و…
چون لاله شد از باغ رخت قسمت من داغ
چون لاله شد از باغ رخت قسمت من داغ بر سر زدهام جایگل، از سیر چمن داغ چون شمع که در پردهٔ فانوس درآید در…
چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی
چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی پیاله بر رخ آن آتشین عذار کشی رهین دست حمایت شود، چراغ دلم شبی که دست…
چشم تو برانگیخت ز دل ذوق کهن را
چشم تو برانگیخت ز دل ذوق کهن را در کام ورع ریخت می توبه شکن را تا نام شب وصل تو آمد به زبانم چون…
جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک
جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک گلپوش تر از صحن گلستان شودم اشک بی قدر شود رشته چو خالی ز گهر شد کو…
ترسم که پریشان شود از ناله غبارم
ترسم که پریشان شود از ناله غبارم در کوی تو خاموشی از آن است شعارم این مژده ز من بال فشانان چمن را کنج قفس…
تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد
تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد پا از گلیم ناز چو زلفت دراز کرد پیچید بوی جان، به دماغ دلم ز دور مشاطهٔ صبا…
پری گر وا کنم، پروانهٔ شمع تو خواهم شد
پری گر وا کنم، پروانهٔ شمع تو خواهم شد سمندر ساز آتشخانهٔ شمع تو خواهم شد شبی پروانه سان گرد سرت گشتم، چه دانستم که…
بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم
بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم هلال آسا کشد خمیازهٔ خورشید آغوشم؟ به باد دامنی از خاک بردارد شهیدان را…
به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را نشانی سرو، از بالا بلندان می دهد ما را نکرد آن غنچه لب در مستیم…





