غزلیات حزین لاهیجی
معنی کناره گیرد اگر از میان روم
معنی کناره گیرد اگر از میان روم خالی شود جهان چو برون از جهان روم درکاروان شوق کسی بی دلیل نیست دنبال بوی گل سحر…
مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد گلستان زیر بال مرغ فارغ بال می باشد کتاب هفت ملت، مانده در طاق فراموشی مرا سی پارهٔ دل،…
لعل لب او تا به لب جام رسیده
لعل لب او تا به لب جام رسیده جان بر لبم از رشک به ناکام رسیده خجلت به گلاب ار دهد اشکش عجبی نیست چشمی…
گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را
گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را امروز دو بالا کن، پیمانه دوشین را آویخته دل هر دم در زلف تو با تاری بیمار همی…
گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟
گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟ ما را ز ما ستانی، ای دلربا! چه باشد؟ از یار ناموافق، دوری ضرورت آمد…
که خواهد رسانید پیغام من
که خواهد رسانید پیغام من به بیگانهٔ آشنا نام من؟ که چون با حریفان خوری باده ام به سنگ جفا نشکنی جام من به کار…
کامم چشید هر چه نگاهش عتاب داشت
کامم چشید هر چه نگاهش عتاب داشت زخمم مکید تا دم شمشیر آب داشت یک رخنه نیست بی گل داغی به سینه ام در خانه…
فریاد ناله، گر نخراشد درون ما
فریاد ناله، گر نخراشد درون ما گرد و غبار خاطر ما، بیستون ما جان از کسی مضایقه هرگز نکرده ایم چون آب، بی دریغ روان…
عشق عالی مقام را نازم
عشق عالی مقام را نازم مایهٔ احتشام را نازم می پزم با خود آرزوی وصال سود سودای خام را نازم نسخهُ مرهمم دل ریش است…
عالم تمام از رخ جانانه روشن است
عالم تمام از رخ جانانه روشن است از یک چراغ، کعبه و بتخانه روشن است چون آفتاب، نور می آفاق را گرفت گر کور نیستی…





