اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟

اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟ به عاشقان رخ معشوق را که بنماید؟ ز شمع، شب نشود روز، قدر وقت بدان طلوع شعشعه ی آفتاب…

Continue Reading...

اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت

اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت با کوردلان، نور تجلّا نتوان گفت چون آینه، کز جلوهٔ دیدار شود گم ما را به تماشای…

Continue Reading...

از غم، دل حیران چه خبر داشته باشد؟

از غم، دل حیران چه خبر داشته باشد؟ محو تو، ز هجران چه خبر داشته باشد؟ آن سرو گل اندام که دلها چمن اوست از…

Continue Reading...

از بس که تو را خوی، به عشاق گران است

از بس که تو را خوی، به عشاق گران است بی قدر متاع سر بازار تو جان است ته جرعه ای از ناز به گلزار…

Continue Reading...

سست توبه، لب را گزید باید

از حرف سست توبه، لب را گزید باید گر لب نمی کشد می، حسرت کشید باید در عشق ناخوش و خوش شوریدگان بدانند مطرب دم…

Continue Reading...

هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را

هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را خراب شیوه ام شمشاد این محشر پناهان را فدای نازپرور تیغ مژگانی که از شوخی به خاک بی…

Continue Reading...

نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم

نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم درین آیینه ها آیینه سیمای دگر دارم نمی گیردکمند الفتم وحشی غزالان را که مجنونم ولی دامان صحرای…

Continue Reading...

نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده

نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده در این غربت همین آیینهٔ زانو به ما مانده جدا از نعمت دیدار آن شیرین دهان، چشمم…

Continue Reading...

نشد شبی که می خونم از سبو نچکد

نشد شبی که می خونم از سبو نچکد فشردهٔ جگر از چشم تر به رو نچکد که قطره ای به لبم می چکاند از یاری…

Continue Reading...

می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟

می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟ سر درین معرکه اندازم و پا بردارم بویگل نیستم از بارگران جانیها تا پی قافلهٔ باد صبا بردارم…

Continue Reading...