غزلیات حزین لاهیجی
به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم
به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم چو بوی گل همه جا همره صبا رفتم میانهٔ من و آن تیر غمزه عهدی بود به…
به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد
به عهد بی وفایان، آشتی رنجیدنی دارد ز بوی گل، دماغم فکر دامن چیدنی دارد ز هم چون بگذرد شیرازهٔ دفتر بهاران را ورق گرداندن…
به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید
به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید چو مستان از دهان خامه ام بوی شراب آید دلی دارم که رنگ از پرتو مهتاب…
بنگر حه می کند مژه های دراز تو
بنگر حه می کند مژه های دراز تو آخر بگو، چه شد نگه دلنواز تو؟ در پرده حباب نگنجد شکوه بحر افزون بود ز حوصله…
برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما
برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما شعله گردی ست که برخاست ز خاکستر ما کیست کز شعلهٔ خورشید، برآرد شبنم؟ دل به افسانه، جدا…
بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی
بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی شاید که دهد اشک مرا رنگ حنایی می در قدح و باد صبا بر سر لطف است…
با رنگ لعلی تو، به صهبا چه احتیاج؟
با رنگ لعلی تو، به صهبا چه احتیاج؟ با نرگست، به ساغر و مینا چه احتیاج؟ قامت نهال و چهره گل و طره یاسمین گلشن…
ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی
ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی کار دل ما این همه دشوار نبودی نگذاشتمی آینه ی روی تو از دست گر باعث حیرانی…
ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار
ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار دیدی جگر عشق نداری گله بگذار سرگشتگی ات راهبر کعبهٔ وصل است گر مرد رهی نقش پی غافله…
امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
امشب که دل در آتش آن گلعذار بود هر موی بر تنم رگ ابر بهار بود غافل نمود چهره و دیدار، رو نداد چشمی که…





