کشم خط از سواد خامه زلف عنبرافشان را

کشم خط از سواد خامه زلف عنبرافشان را به داغ رشک سوزد خامهام ناف غزالان را ز چاک سینه چون خورشید محشر بشکفد داغم گر…

Continue Reading...

کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین

کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین عشق افکنده مرا از نظر یار چنین یاد آن قامت موزون نرود از دل ما مصرع سرو…

Continue Reading...

فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت

فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت لیک ازگله یک روز نیاسود، زبانت فرصت، که به دست تو متاع سره ای بود تیریست که جستهست…

Continue Reading...

عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه

عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه جستیم از این خروش ز خوب گران همه از قول کن به ساغر دل باده ریختی…

Continue Reading...

طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد

طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد چمن در آستین چشمم، ز بوی پیرهن دارد کسی کآشفته حال جلوه هر جایی او شد نیاز…

Continue Reading...

شوریده دلی دارم، دیوانه چنین باید

شوریده دلی دارم، دیوانه چنین باید کز خون نشود خالی، پیمانه چنین باید عمری ست که می گردم، برگرد سر شمعی می سوزم و می…

Continue Reading...

شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد

شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد چو گردباد به گردت غبار من گردد به رهگذار تو چندان رخ امید نهم که وعده ات…

Continue Reading...

سر زلفی به عالم دام کردند

سر زلفی به عالم دام کردند دل رم خوردگان را، رام کردند چه جانها سوختند از داغ حسرت که تیغ غمزه، خون آشام کردند دلم…

Continue Reading...

سبک از جا رود، هر کس که با ما یار می گردد

سبک از جا رود، هر کس که با ما یار می گردد نسیم گل چرا بر بی دماغان بار می گردد؟ برهمن زاده ای برده…

Continue Reading...

زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل

زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل ز خط غالیه سای تو، مشک ناب خجل به دل خیال تو آمد شبی و منفعلم که میزبان شود…

Continue Reading...