غزلیات حزین لاهیجی
حرف غم عشق از لب خندان که جسته ست؟
حرف غم عشق از لب خندان که جسته ست؟ این شور قیامت، ز نمکدان که جسته ست؟ از قلب سپاه دو جهان صاف گذر کرد…
چو فرهاد ار به تیغ بیستون مردانه آویزی
چو فرهاد ار به تیغ بیستون مردانه آویزی ز بی تابی، به برق تیشه، چون پروانه آویزی به جانبازی اگر چون کوهکن، شیرین شود کامت…
چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟
چشمت چرا حریف شرابم نمی کند؟ اریک دو جرعه مست و خرابم نمی کند؟ آن ماهیم که از تف عشق تو سینه ام دریای آتش…
جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
جز خون به بزم ما می نابی ندید کس غیر از دل برشته کبابی ندید کس آیا کدام شیوه، دل آشوب عاشق است؟ روی تو…
تنگی از دل نرود تا تو میان نگشایی
تنگی از دل نرود تا تو میان نگشایی مشکل آسان نشود تا تو زبان نگشایی بی خم زلف مکن مرغ نوآموز مرا رشته از پای…
تا عشق تو دلرباست ما را
تا عشق تو دلرباست ما را بیداد تو جانفزاست ما را چون لاله دل به خون تپیده با داغ تو، آشناست ما را گستاخ به…
پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش
پشتم چو تیغ خم شد، از بار جوهر خویش جز پیش خود نیارم، هرگز فرو سر خویش گر داغ سینهٔ خود خورشید را نمایم گردون…
بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست
بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست عمری ست که بیمارم و عیسی نفسی نیست شورافکن مرغان اسیر است خروشم دلگیرتر از سینهٔ…
به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما رسیده است به شب، روز زندگانی ما به ما قفس وطنان، نوبهار می خندد خزان رسید و نشد…
به طوطی نکته آموزد لب شیرین کلام تو
به طوطی نکته آموزد لب شیرین کلام تو به طوبی می فروشد جلوه سرو خوش خرام تو ز سر تا پا نیازم چون هلال از…





