رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری

رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری لبی چو غنچه، دهانی پر از شکر داری ز تنگی دهن غنچه، عقل حیران است ولی…

Continue Reading...

بمن فرمود پیر راه بینی

بمن فرمود پیر راه بینی مسیح آسا دمی، خلوت گزینی که از جهل چهل سالت رهاند اگر با دل نشینی، اربعینی نباشد ای پسر صاحبدلان…

Continue Reading...

هرپنجه‌یی به پنجه‌ی ما ناورد شکست

هرپنجه‌یی به پنجه‌ی ما ناورد شکست بازوی عشق میدهد ای دل شکست ما وحدت حرام باد کسی کآرزو کند لب بر لبش نهد صنم می…

Continue Reading...

ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی

ز نام بهره نبردیم غیر بدنامی ز کام صرفه نبردیم غیر ناکامی شکست شیشه‌ی تقوی به سنگ رسوایی گسست سبحۀ طاعت بدست بدنامی بیار باده…

Continue Reading...

بگوی زاهد خودبین بادپیما را

بگوی زاهد خودبین بادپیما را که در باده، رهانید از خودی ما را کسی که پا و سری یافت درد یار فنا گزید خدمت رندان…

Continue Reading...

می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار

می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار پیوسته خون دل خورد از دست روزگار می در بهار صیقل دلهای آگه است از دست…

Continue Reading...

ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او

ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او شد از میان منی و جلوه کرد نحن هو من از میان چو شدم دوست…

Continue Reading...

بکیش اهل حقیقت کسی که درویش‌ست

بکیش اهل حقیقت کسی که درویش‌ست بیاد روی تو مشغول و فارغ از خویش‌ست ز پوست تخت و کلاه نمد مکن منعم که در دیار…

Continue Reading...

مگر شد سینه‌ام شب وادی طور

مگر شد سینه‌ام شب وادی طور که در دل تابدم از شش جهت، نور گمانم لیلة القدر است امشب که شد چون روز روشن لیل…

Continue Reading...

دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم

دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم سر تا بقدم آینه‌ی روی نگاریم ما نقطه‌ی پرگار وجودیم ولیکن گاهی بمیان اندرو گاهی بکناریم ما سراناالحق…

Continue Reading...