وداع یار و دیارم چو بگذرد به خیال

وداع یار و دیارم چو بگذرد به خیال شود منازلم از آب دیده مالامال ز سوز سینه من ساربان به فریاد است ز بیم آن…

Continue Reading...

نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش

نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش که چو در کرشمه آید گذرد ز جان خدنگش هوس شکار دارد منم از جهان و…

Continue Reading...

مرا تویی ز جهان آرزوی جان ای دوست

مرا تویی ز جهان آرزوی جان ای دوست حیات بهر تو خواهم در این جهان ای دوست میان حلقه زلفت چو مرغ جان بنشست ندید…

Continue Reading...

کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی

کو جوانی تا فدای عشق خوبان کردمی بار دیگر عمر خود در کار ایشان کردمی کاشکی بر جای هر مویی دلی بودی مرا تا بر…

Continue Reading...

عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش

عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش شهوت پرست مانده بود زیر بار خویش شد زندگانیم همه در کار عشق یار او فارغ از…

Continue Reading...

ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود

ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود وگر گذر همه بر تیغ و تیر خواهد بود از آب دیده من در میان منزل دوست به…

Continue Reading...

دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید

دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید به جای هر سر مویی مرا دلی باید بهای هر سر مویت نهاده‌ام جانی زهی معامله گر دیگری نیفزاید…

Continue Reading...

خرامان می‌رود آن سرو قامت

خرامان می‌رود آن سرو قامت جهانی را از آن قامت قیامت مؤذن گر ببیند قامتت را فراموشش شود تکبیر و قامت امام از شوق آن…

Continue Reading...

چو ترک من بگشاید بر ابروان کاکول

چو ترک من بگشاید بر ابروان کاکول هزار دل برباید به یک دم آن کاکول عجب مدار تو زان ماه‌روی مهرجبین که آفتاب رخش راست…

Continue Reading...

تازه شود حیات ما چون بگشاید او دهن

تازه شود حیات ما چون بگشاید او دهن بوی گل است یا نفس آب حیات یا سخن از نفسش مشام ما نافه مشک می‌شود شاید…

Continue Reading...